مؤلف مجهول
122
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
دوگانهء شكر ادا كرد ، و بيرون از خانه رفت . اندك « 1 » راه رفته بود كه بى خود شد . و ( چون ) به حال خود آمد ، ديد كه در بيابانى نشسته است . متحير شد و ندانست كه كجا بايد رفت ؟ نظر به جانب مشرق انداخت ، ديد كه صبح نزديك است ، توقف كرد تا زمانى كه روز شد ، به اطراف خود نظر انداخت ، ديد كه پيرمردى خوبصورت از سر كوهى « 2 » فرياد مىكند كه : اى مسعود ! چه حيرانى ؟ بيا كه منم عمران يزدى كه سالها در تربيت تو بودم ، اما در عالم ظاهر به تو رو ننمودم . امروز « 3 » به خاطر رسيد كه در عالم ارواح چون عالم شهادت خود را به تو نمودار سازم ، تا ببينى و ازين رؤيت من غيرت « 4 » كنى ، و در كار خود بيشتر سعى كنى « 5 » و به اين دولت مشرف گردى . و بدانى كه مشايخ ما رحمهم الله « 6 » را طريقه آنست « 7 » كه غايبانه مىگردند و تربيت مىيابند ، و ليكن در عالم شهادت ، مربى خود را غالب چنانست كه مشاهده نمىكنند . و مربى نيز تربيت مىكند ، و مربى مشاهد او نمىشود « 8 » مگر در عالم ارواح كه « 9 » عالم غيب است . اما من از عالم ارواح در عالم شهادت به تو نمودار گشتم . ديگر خوش باش و همت بلند دار و در كار خود سعى و اهتمام نماى ، تا به مقصود حقيقى برسى . شيخ مسعود اين نصيحت شيخ خود را به جان « 10 » قبول كرد و به جاى سنت دانست ، بعده فاتحه التماس كرد . بعد از خواندن فاتحه زبان گستاخى بگشاد و گفت : اى بزرگوار ! اين همه امور غريبه در ذات « 11 » ملازمان مشاهده كردم و ليكن از احوال نپرسيدم كه چگونه شد و خداى تعالى با تو چه كرد ؟ شيخ قدس الله تعالى خنده كرد و گفت : اى مسعود ! آن كرد كه به حضرت سلطان اويس قرنى كرد . بعد از آن گفت : اى مسعود ! چشم بپوش . شيخ چشم پوشيد ، و بهفور « 12 » بگشود و خود را در خانهء خود ديد . در تاريخ چهارصد و سه اين واقعه در كوه لبنان شيخ مسعود را واقع شد . و بعد از دوازده سال ديگر شيخ مسعود در گجرات وفات كرد « 13 » . و الله اعلم بالصواب « 14 » .
--> ( 1 ) - ت : اند كه ( 2 ) - ب : كورى ( 3 ) - ب : ظاهر نبود اما بخاطر ( 4 ) - ب : عبرت ( 5 ) - ب : سعى و اهتمام نمايى ( 6 ) - ت : مشايخ ره را ( 7 ) - ت : طريق اينست ( 8 ) - ب : - و مربى . . . نمىشود ( 9 ) - ت : - كه ( 10 ) - ب : + و دل ( 11 ) - ب : + با بركات خجستهصفات ( 12 ) - ب ، ت : بالفور ( 13 ) - ب : وفات يافت ( 14 ) - ت : + و اليه المرجع و المآب